لحظه ها فرا می رسند، روز ها درمی گذرند وساليان سپری می شوند،اماخاطره ها ماندگار می مانند. ولی جاويدانی خاطره ها متفاوت است. ياد مردان بزرگ جاودانه می ماند،اما اسطوره های حقيقی بسيار نادرند...ومسعود يکی از آن اسطوره هاست...او اختر هميشه تابناک بر اوج کهکشان منظو مه تمدن پر شکوه آرياناست.
مسعود فراتر از دايرهء قوميت ،حزب، مذهب، جغرافيا و سرزمين است. پنجشير اين افتخار را دارد که چنين رادمردی را در دامان پر مهر خويش پرورش داده است، افغانستان بر آن می بالد که فرمانرواِيی پيروزمند را تقديم جامعه نموده است. او حافظ استقلال مملکت و سپهسالار دين اسلام بود.
تمام ادوار زندگی او در مبارزه و جهاد و مقاومت سپری گرديد، روزگاری در برابرحکام ظالم و فرمانروان فاسد حسين وار بميدان مبارزه رفت، و آنگاه که آرتش سرخ و لشکرالحاد به سرزمين او هجوم آوردند حمزه وار فرماندهی و زعامت جهاد را در دست گرفت، زمانيکه که متحجرين نهروانی سپاهء جهل و جمود بر افغانستان حمله کردند علی وار به ميدان رزم شتافت، اينجا بود که محور مقاومت شد، ايستاد مبارزه کرد و دست رد به سينه تمام کسانی زد که به تکرار برای او آيات يآس خواندند.
مسعود يک مکتب بود، مسعود يک تفکر است ، مسعود يک ملت است، مسعود سر فصل جديد تاريخ پر شکوه آرياناست، مسعود در مرثيه ها خلاصه نمی شود، مسعود بايگانی تاريخ نیست مسعود امتداد حيات جاويدان ماست.
مسعود انحصار ناپذير است،هيچ گروه يا فرد خاصی آيينه شفافی برای شناخت تصويرحقيقی مسعود نيست .او جانيشنی نداشت و ندارد،تمام مردم متدين و وطن دوست کشور پيروان او هستند، او بدنبال منافع شخصی نبود. مسعود در منافع ملی کشورش ذوب شده بود آرمان و اراده او آرمان و اراده مردم متدين افغانستان بود
مسعود مثل همه مردم افغانستان زندگی می کرد، او در قصر های پر شکوه و مجلل از ديده ها پنهان نبود…مسعود بامردمش صادق، راست و صميمی بود…هيچکس ،حتی فقير ترين فرد جامعه در محضر او احساس بيگانگی نمی کرد…سياست او شفاف ،قاطع و صريح بود، در همه ای احوال بخدايش توکل داشت و به قدرت ملت اميدوار بود. او پاکنهاد، راستگو و درست کردار بود.
در صفای خلوت عارفان، در شکوه عزت پارسايان، در تجلی شمشير مجاهدان، درطنين آهنگ دلنشين سماع شب زنده داران... می توان جلوهء شکوه و عظمت مسعود را ديد و لمس کرد.
مسعود به آزادی و ديمو کراسی مطابق اصول اسلام و فرهنگ متعالی جامعه ما باور و اعتقاد کامل داشت، البته نه از آنروی که برای خوش آمد گوِيی ارباب دهکده جهانی باشد،ونه از باب ريا و تظاهر...او يک مسلمان متعدل وآزاده بود.
حضورش به دلها آرامش و به روانها اميد و اطمينان می بخشيد.اوبه غزليات مولا نا بيدل دهلوی علاقه فراوان داشت و با دقت خاصی مطالعه می کرد. ديوان اشعار حافظ لسان الغيب شيرازانيس شبهای مسعود بود. در عرفان او رامی توان از پيروان مکتب مولانا جلال الدين محمد بلخی برشمرد... درهفته های اخيرحياتش به عرفای نامداراز جمله امام ابو حامد محمد غزالی علاقه مندی فروان پيدا نموده بود.
مسعود دارای شيوه مديرت مسلط، قوی و متمرکز بود.
درک او دشوار،شخصيت چند بعدی اش پيچيده، رفتارش با وقار عملکردش قاطع و گفتارش سنجيده و متين بود اومودب و بسيار متواضع بود.
از بازر گانان سياسی بر حذر بايد بود، اخيرا ديده می شود که عده ای برای رسيدن به اهداف خاصی از ياد او و نام او بهره وری سياسی می کنند، اينان تجارت پيشه گانی هستند که برای رسيدن به اهداف سياسی بيشتر علاقمندند تا راه و افکار مسعود...
برخی هم سعی دارند با تو جه به ذايقه مورد پسند کد خدای دهکده ای جهانی مسعود را اگر بتوانند اندک اندک غير متدين نشان دهند...اما مسعود مسلمانی بود معتقد، متدين، مجاهد و شريتعمدار...
هيچگاه نماز شب و ذکر سحرش ترک نگرديد در همه ای احوال به خدايش توکل داشت.. او پارسا و پرهيز گار بود